نقد سریال هجوم با بازی گلی فراهانی

مردمان عادی در مناطق مختلف جهان، از بیابانی در یمن تا آپارتمانی در لانگ‌آیلند نیویورک، مورد هجوم غیرعادی بیگانگان قرار می‌گیرند.

سریال Invasion یکی از بهترین سریال های علمی تخیلی 2021 است که سایمون کینبرگ (Simon Kinberg) و دیوید ویل (David Weil) وظیفه

تولید آن را عهده‌دار بوده‌اند. این سریال از اپل +TV پخش می‌شود.

حضور گلشیفته فراهانی به عنوان بازیگر نقش اول و تارا موتمدی، بازیگر خردسال در این سریال، احتمالا باید پررنگ‌تر شدن این اثر در ایران خواهد شد.

سه قسمت اول این سریال 30 مهرماه منتشر شد و هرهفته شاهد انتشار قسمت جدیدی از آن خواهیم بود.

نقد سریال هجوم (Invasion 2021)

نقد قسمت اول اضافه شد!

سریال Invasion با بازی گلشیفته فراهانی (در نقش آنیشا مالک)، سم نیل (در نقش کلانتر تایسون)، شامیر اندرسون (در نقش تروانته وارد،)، فیرس نصار (در نقش احمد ملک) و شیوروی کوتسونا (در نقش میتسوکی)،

یک روایت سای-فای و درام است که شاید در ظاهر از هجوم بیگانگان حکایت می‌کند، اما در لایه‌های زیرین به داستان روزمرگینگی مردم عادی می‌پردازد.

نام اپیزود: عشق زندگی من (Love of My Life)

(متن حاوی اسپویل است!) اولین چیزی که توجه مرا به خودش جلب کرد تیتراژ آغازین بود؛‌

آلبومی از تصاویری که روایت بی‌نقصی از یک دیستوپیای قریب‌الووقع داشتند.

تیتراژی که برای یک سریال اکشن-ماجراجویی ساخته شده و قرار است با هر اپیزود انگشت حیرت بر دهان ببریم، آدرنالین ترشح کنیم

و از خلاء و رخنه‌های داستان سریال گلایه کنیم. پرده‌ی اولی که در بیابان‌های یمن اتفاق افتاد نیز چنین وعده‌ای می‌داد، اما هرچه زمان گذشت، درام قصه بیشتر خودش را نمایان کرد.

پیشرفت کند و پراکنده‌ی پنج روایت سریال در یک سوم ابتدایی این اپیزود تاحدی آزاردهنده بود، اما آراستگی و پختگی کارکترها و بازی‌ دل‌نشین گلشیفته فراهانی و سم نیل ورق را کاملا برگرداند.

پنجاه دقیقه‌ی بعد اما آکنده از رنج و هراس بود: رنج اگزیستانسیال کلانتر تایسون و مونولوگ دردناک‌اش در خودروی پلیس که از خلاء معنا در کارنامه‌ی کاری‌اش گلایه می‌کرد؛ هراس کودکانی که هنگام نواختن «دانوب آبی» (Blue Danube) سرخیِ خونِ روی درام‌ را دیدند؛

رنج از دست دادن معشوقه‌‌ی میتسوکی در یک بارش شهابی در ایستگاه فضایی بین‌المللی و درد عاطفی آنیشا و پاسخ غیرمنتظره‌ و خلاقانه‌ای که به خیانت همسرش با «زنی بلوند با دست‌پختی عالی» داد.

شخصا بعد آن همه اشکی که با انبوهِ فقر و رنج و بی‌رحمیِ بازی مرکب (Squid Game) نتفلیکس ریختم،

طاقت این یکی را دیگر نداشتم. تنها یک دیالوگ بود که نیش‌خندی روی لبم آورد: در همان ابتدای اپیزود، جایی که همسر کلانتر تایسون گفت:

«اون بیرون مراقب باش. اگه بمیری، می‌کشمت!».‌(Be careful out there, If you die I’ll kill your a**).


بیشتر بخوانید: نسخه پی سی بازی خدای جنگ رگناروک


اپیزود اول قرار بود بیننده را دچار تعلیق، مملو از پرسش و البته همراهِ داستان کند؛ که به نظر در این کار موفق هم بود.

آنچه در اپیزود اول دیدیم تلاش شایسته برای ترکیب ژانر علمی-تخیلی با درام بود. کاری که شاید حتی کریستوفر نولان در Interstellar هم به خوبی از پسش برنیامد.

شاید این اولین باری باشد که در یک سناریوی سای‌-فای پای خیانت در رابطه، سکسیزم در محیط کار و یک کارنامه‌ای کاری عاری از معنا به میان میاید. تنها نکته منفی یک ساعت نخست این سریال پیشرفت بسیار آهسته و خسته‌کننده داستان بود. به راحتی می‌شد این یک ساعت را در 30 دقیقه خلاصه کرد و چیزی را هم از قلم نینداخت.

منبع » تکراتو

 

 

 

0

دیدگاهتان را بنویسید